سالگرد عروسی مون
-
تاریخ: 1396/6/22 ساعت: 20:05
از سه شنبه شب بگم لیلا و نرگس خونه مادرشوهرجان دعوت بودن .. بحث منو لیدا و ..... اه اه آدم مغرور ضخرف . فک کرده کیه چاق خپل بد قیافه ..بره بمیره .. اون کیه که من نیستم کثافت آشغال نفهم :| ......... شب هم مونیدم چهارشنبه خاله اقدس اومد و نهار و عصر هم بودیم شب مادرشوهر و غزاله پریدن به کله یلدا سر بچ...
آش شله قلمکار شده زندگی مون
-
تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 10:03
خداااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا ببین مون باباممم .. خونه پوول مرتضی مستقل شدنش ماشین خریدنش خونه رهن کردنش حامله شدنم بی پولی مون مامان میگه زنگ بزن به علی بگو بی پولی باباتو ... مامانم میخنده باهام تظاهر میکنه اونم که غصه بابامو و بچه بازیاشو نداره .... منم ...
نمیدونم ..........................
-
تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 10:03
دلم تنگه برا مهدی برای خط قرمز زندگیم برای کله شقی هام برا زمانی که تمام غصه ام شب بخیر نگفتن مهدی بود .... دلم تنگه
خب ....
-
تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 10:03
از کجا بگم ؟؟ از لایک کردن عکس مهدی .. لایک کردم و مثل خر به تپش قلب افتادمو نفس نفس زدن من نمیدونم این بشر چی داره که منو اینجور میکنه ... از راه دور عکسشو لایک میکنم میمیرم و زنده میشم آنلایک کردمو صبح پی م داد چرا لایک کردی منم اومدم گنده بیام گفتم دلم خاست مشکل داری بلاک کن لعنتی بلاک کرد :| ......
اه
-
تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 10:03
آزار دهنده تری ازین چی میتونه باشه ... حتما هست ...قبل درست شدن مدارک میگفتم آژار دهنده تر این چی میتونه باشه ... الانم میگم مطمینم که بعد از این هم آزار دهنده تر هست مثلا چاقی زیاد بچه نداشتن بی پول تر شدن مریضی یکی از عزیزان بدبختی یکی از عزیزان و................. همیشه بد از بدتر وجود داره خدایا ...
مهمونی 21 خرداد یکشنبه
-
تاریخ: 1396/3/30 ساعت: 6:27
یه افطاری 6 نفره گرفتم توووووپ با کلی دنگ و فنگ سوپ شیر مرغ شکم پر قیمه و...... سفره افطار + ژله فرنی سالاد .... عالی بود کلی حرف زدیم با دخترا فروزان خیلی دوست داره سر از کار منو ارزو در بیاره تمام زندگیشو بی پرده تعریف میکنه یکم مغروره اما برا ما نه برا اطرافیان غرور کاذب گرفته سر بی بند
خوشگذرونی
-
تاریخ: 1396/3/30 ساعت: 6:27
» نمایش این صفحه بدین معناست که نویسنده وبلاگ یک مطلب را بصورت رمزدار درج کرده است و برای مشاهده کامل مطلب نیازمند آن هستید که کلمه عبور مرتبط با این مطلب را دانسته و وارد کنید.
-_*
-
تاریخ: 1396/3/30 ساعت: 6:27
بعدِ هزارمین باری که نتونستییه روزیه روزِ عادی مثل بقیه روزابی هیچ اتفاق خاص و بی حضور هیچ تازه واردی توو زندگیتیه آن بی مقدمهمیری سراغ یه فلدر قدیمیو بی معطلی اون رو پاک می کنی...اون لحظهنه قدرتمندی٬ نه فراموش کردی٬نه لج کردی؛فقط به منطقی ترین حالت ممکن پذیرفتیکه یه خاطره هایی در عین عزیز بودناز یه...
نمیدونم ......................
-
تاریخ: 1396/3/24 ساعت: 5:52
دو ماه از اخرین پیام هامون میگذرهامشب اولین شب احیایادممیاد .. سه سال پیش سر پله های مسجد نشسته بودمقرآن رو سرم بودبا تمام نا امیدی از خدا میخاستمشبا تمام بی منطقیم داد میزدمو میخاستمش ..به هر ادم عاقلی میگفتم .. میگفت غیر ممکنهتلاشت بی فاییده اسمیدونی نمیشه و میخایش ؟؟؟میگفتم به خدا ایمان داری ؟
هی ...
-
تاریخ: 1396/3/20 ساعت: 18:00
ما زنها اگر بی دفاع نمیماندیم شاید به رژ لب و خط چشم و لاک پناه نمیبردیم!چه شبها که پای گوشی و عکس های قدیمی گریه نکرده ایم و ناخن نجویده ایم و تا صبح از فکر و خیال نخوابیده ایم!و صبح فردایش پوستمان که خراب شده را با کرم پودر و لبهای رنگ پریده مان را با رژ لب و چشم های بی حالت و پف کرده مان را با خط
حرف ...
-
تاریخ: 1396/3/20 ساعت: 18:00
جمع چهار نفری مون شده 6 نفر ارزو شوهرش منو شوهر فروزان و شوهرش خوش میگذره اسما هم دخمل دار شد ... ولی فرمالیته اس :/ باهاش صمیمی شدیم از زندگیش گفت اونم قبلا عاشق بوده ... ای بابا عجب دنیایه ... چقدر بده که با عشقت ازدواج نکنی .. مهدی رو بلاک کردم خیلی وقته دیگه نیستش و نیستم .. احساس میکنم درس
!!
-
تاریخ: 1396/3/20 ساعت: 18:00
تمامی ما، تاریخ مصرف داریم! گاهی با دوست داشتن کسی، تمام میشویم.. گاهی با تَرک کردن کسی، و گاهی هم با مرگ ...در حالت آخر، مشکل خاصی نیست. ولی در دو حالت قبلتر، بیشتر شبیه سیبهای پوسیدهایم که با ادامه دادن، رنج را شخص به شخص، به همنوعانمان، عفونت میدهیم. #حمید_جدیدی
هییی...
-
تاریخ: 1396/3/5 ساعت: 2:38
یه وقت هایی به یه جایی توو زندگیت میرسی که از خودت سوال میپرسی،"چرا هنوز دنبال چیزی میرم که،حتی دیگه نمیخوامش!؟
بدقول
-
تاریخ: 1396/3/5 ساعت: 2:38
سر قولت بمون قرار شد مهم نباشه معمولی باش لطفا ...
نمیشه...
-
تاریخ: 1396/3/5 ساعت: 2:38
قضیه زکیه رو آرزو فهمیده داغ بوووووووود عجیب .زکیه زده به سیم اخر ترکونده ... ارزو هم گفته هرچی بدبختی داری از سر همین خیانت کردنته میگه شیر زکیه خشک شد سر همینه کار خداست .... هیچ قضاوتی نمیتونم بکنم ... نمیتونم هیچی بگم فقط سکوت میکنم میترسم از قضاوت بی جا ..... نمیدونم چه حکمتی بود سر در
میرم یا نه ...
-
تاریخ: 1395/9/4 ساعت: 12:15
خداکنه بلیط پیدا شه یلدا خداحافظی کرد ما بلیط قطارمون کنسل شد ... به خاطر ویزا نمیدونم صلاح به چیه دیشب چمدون بستم همه چی هم برداشتم خداکنه راهی شیم ماهم ...... دلم حرم میخاد تاحالا نرفتم اما اینقد همه ذوق دارن منم هوایی شدم .... کربلا # کربلا ما داریم میاییم ..... به امید حرم .........................
مشهد ..به تهران
-
تاریخ: 1395/9/4 ساعت: 12:15
اولین شب در قطار ... خواب خوبی بود کوپه شش نفری بالای بالا .. خوابیدم بدک نبود انگار مرتضی دیشب درجه فن رو بالا برده سرد بود .. غزالم یخ کرد :))) #مامانم #بابام # داداشم حواست بهشون باشه خداجون ... به هرسه شون شکرت خدا ..... دوستان عزیزم فراموشم نکنین تا جای که بتونم کامنت جواب میدم اما نت گوشی دارم...
باتو ام ای رفته از دست ..
-
تاریخ: 1395/8/20 ساعت: 12:29
مهمونی بخیر گذشت .. حوصله عکس آپلوت کردن ندارم وگرنه عکساشو میزاشتم خلاصه .. کربلا داره اوکی میشه منتظر ویزا هستیم #کربلا کربلا ما داریم میاییم ................... چقدرررررر جذاب شده این سریال #هشت و نیم دقیقه وای حرف زدن فرزین با یلدا تو ماشین و .. حرفای یکتا فرزین : چطوری ثابت کنم یلدارو دوست دارم...
پست ثابت ..
-
تاریخ: 1395/8/20 ساعت: 12:28
با غزاله لیست وسایل سفر رو نوشتیم ... چمدون هم رسید .. ... توی قلبم یه غوغاییه بحث بود سر بلیط هواپیما و قطار و هزینه هاش .. خداکنه اتوبوس کنسل شه از اتوبوس میترسم :| #کربلا کربلا .. ما داریم میاییم هنوزم واسم سواله یعنی من لایق کربلا رفتنم ؟؟؟؟!!!
#حس قدیمی
-
تاریخ: 1395/8/20 ساعت: 12:28
با توام ای رفته از دست هر کجا باشم غمت هست کاش روز رفتن تو گریه چشم م را نمیبست رفتیو دلتنگیم در خانه تنها ماند بغض در وا شد تو رفتی و غصه اینجا ماند رفتی و هر گوشه ای زیباییت جا ماند گریه من بیصدا ماند ای تو فهمیدن عذاب دلبریدن بود از خودم از زندگی پاپس کشیدن را معنیه با دیگرانت شاد دیدن را پس بده ...