با کلی دنگ و فنگ
سوپ شیر
مرغ شکم پر
قیمه
و...... سفره افطار + ژله فرنی سالاد ....
عالی بود
کلی حرف زدیم با دخترا
فروزان خیلی دوست داره سر از کار منو ارزو در بیاره
تمام زندگیشو بی پرده تعریف میکنه
یکم مغروره اما برا ما نه
برا اطرافیان
غرور کاذب گرفته
سر بی بند و باری خانوادشو و اینکه گیر ادم پولدار افتاده...
اخلاقای منو داره
اما یکم پر رنگ تر ..
کم کم باید اشنا شیم باهاش
....
مادر شوهر هم دنبال خونه اس و در گردش
امسال برعکس پارسال اصن باهاشون نرفتم دنبال خونه
سر اینکه چواد گفته بود مرتضی بی غیرته
منم گفتم امسال با غیرت شده
خودتون برین
..........
هی خدا شکرت
_______________________________________
دلم میخواد داد بزنم اسمتو فریاد بزنم
تو کوچه پس کوچه شهر عشق تورو جار بزنم
وقتی تو میخندی میخوام دلمو از جاش بکنم
اونی که جون میده برات آره منم آره منم
برچسب:
نویسنده: حامد محمدی