ببین مون
باباممم .. خونه
پوول
مرتضی مستقل شدنش
ماشین خریدنش
خونه رهن کردنش
حامله شدنم
بی پولی مون
مامان میگه زنگ بزن به علی بگو بی پولی باباتو ...
مامانم میخنده باهام
تظاهر میکنه اونم که غصه بابامو و بچه بازیاشو نداره ....
منم دارم دست مو گاز میگیرمو تند تند تایپ میکنم اشکم سرازیر نشه ...
منم تظاهر میکنم ...
برای خط قرمز زندگیم
برای کله شقی هام
برا زمانی که تمام غصه ام شب بخیر نگفتن مهدی بود ....
دلم تنگه
برچسب: نمیدونم,
نویسنده: حامد محمدی
برچسب:
نویسنده: حامد محمدی
برچسب:
نویسنده: حامد محمدی
برچسب:
نویسنده: حامد محمدی
» نمایش این صفحه بدین معناست که نویسنده وبلاگ یک مطلب را بصورت رمزدار درج کرده است و برای مشاهده کامل مطلب نیازمند آن هستید که کلمه عبور مرتبط با این مطلب را دانسته و وارد کنید.
برچسب:
نویسنده: حامد محمدی
#پریسا زابلی پور
برچسب:
نویسنده: حامد محمدی
برچسب:
نویسنده: حامد محمدی
برچسب:
نویسنده: حامد محمدی
برچسب:
نویسنده: حامد محمدی
#حمید_جدیدی
برچسب:
نویسنده: حامد محمدی
به یه جایی توو زندگیت میرسی
که از خودت سوال میپرسی،
"چرا هنوز دنبال چیزی میرم که،
حتی دیگه نمیخوامش!؟
برچسب:
نویسنده: حامد محمدی
قرار شد مهم نباشه
معمولی باش
لطفا ...
برچسب:
نویسنده: حامد محمدی
برچسب:
نویسنده: حامد محمدی