مسافرت بود .. اونم پنجا پنجاهه
مشخص نیس ... هیچی
دلم گرفت
گله ای هم ندارم
کسی که لیاقتش نباشه نیس دیگه ..
بیخیال
بشینیم فک کنیم به بی پولیمون
دیشب بعد از مدتها رفتیم خرید با شوهر
همش حساب کتاب میکردیم
گرون نشه
زیادی نشه
ازینجا نخر قیمتش بالاس ..
دلمون خوشه زندگی میکنیمااا
همش تظاهر .. تظاهر به خوب بودن
خوشحال بودن
....
خرید دیشبم از دماغ بدبخت در اومد
همکارش گفته چرا دیروز عصر تعطیل کردی
یه جمعه رفتیم خوش بگزرونیم
همش گوشیش دستش بود حساب کتاب میکرد ۴۸ تومن چی .. ۳۸ تومن فلان
اینم از این
خونه مامان میام
همش داد بی پولی
خونه رو نخریدیم .. پول فلانی رو ندادیم
اه
میگم خدا به نظرت این حرفا تکراری نیس ؟
قبلا نشنیدی ؟؟
بیخیال قلتک روی ماهم میوفته
یا شایدم افتاده ... :-)
.......
ملیکا اون روز اومده بود نصیحت من ..
آرزو هم بدبخت تر از من... با بچه تو شکمش ...
دلم برا مرتضی میسوزه ... هی خدا
.... جهنم به تمام بدبختی ها
شکرت خدا که میتونم سرت غر بزنم و سکوت کنی 
برچسب: غرغر شکم,غر غر زدن,غرغر يا غراب,زن غرغرو,
نویسنده: حامد محمدی