یکسااااااال شد
همش بحث همش خونه
همش پول
همش بدبختی
تموم کن بره دیگه لامصب
اه
همه چی ریدمانه همه چی
مامان میگه چرا پای تو وسطه این بدبختی یه مایه
توچیکاره ای
ای مادر من شما میخای آب بخوری میگی بیا
باز میگی چرا پای من وسطه
اعصاب ندارم
مث خر عصبی میشم
اخ الهی بمیره باعث و بانی این بدبختی مون
خوش خوشحال اون ور آب نشسته ما باید حساب بدبختیهامونو بکنیم
ای باباااااا
خدا تمومش کن جان من
یه پولی بفرست بزنیم دهن ملت صاف کنیم
خفه شن
فکرو خیالا تموم شه
بخدا طی یکسال همش بحث خونه اس
من نمیدونم راه درست چیه
یکی میاد خونه میخره
یه گوه اضافی میخوره
اه اه اه اهههههه
خسته ام از تکرار کردنش دیگه بخدا
چی بگم
بدبختی خودمم به کنار
ای بابا
به درک
والا
.......
خیره سرم میخاستم برم دکتر زنان
اینم هیچی شد
پاسپورتمون که خوش خبری ش رسید باز شروع یه بد بختی دیگه
سر سیاهی زمستون
....
اون علی فلان فلان شده سه ملیارد خونه خریده
اون وقت بابای من داده پول میزنه
اخ خدا عدالتت رو شکرررر
من نمیدونم چه حکمتیه سر بدبختی مون
چه حکمتیه
چه امتحانیه
من یکی موندم
......
زنگ زدم به آرزو
اونم که بدتر امد رید تو حال مون
برو دکتر برو کیست داری برو عادتت مرتب نیس
برو فلان .. برو
سرم درد گرفت اینقد عصبی شدم
حالم گرفته شد
اه
خدا جون نوکرتم یه بلایی نازل کن بدبختی هارو بشوره ببره
منوکه میشناسی اعصاب ندارم میزنم لت وپار میکنم همه چیو
شایدم با خودت میگی من خرو شناختم بهش شاخ ندادم
اینم داستان مایه
برچسب: صدای غرغر 206,
نویسنده: حامد محمدی